ذن در هنر عکاسی خیابانی

تعداد بازدید : 2213
تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۴/۳۰
یکی از چیزهایی که من در عکاسی خیابانی بیشتر دوست دارم احساس از دست دادن تمام آگاهی‌ام از خودم هنگام عکاسی در خیابان است. من دیگر آگاهانه به خودم به عنوان یک موجود فکر نمی‌کنم بلکه احساس می‌کنم بدنم در خیابان‌ها ذوب شده و از لحاظ فیزیکی و روحی جزئی از محیطی که کشف کرده‌ام شده‌ام.

 

 

 

 

 

 

ذن در هنر عكاسي خياباني

 

 

نوشته:اريك كيم

ترجمه: نيما رجبي / شاهين غفاري

 

 

 

عكس از رينزي روييز

 

تمامي عكس‌هاي اين مقاله توسط رينزي روييز  ارائه شده است.

دوست خوبم نیکولاس سوساتیو به تازگی کتابی را به نام ذن در هنر کمانگیری (اين كتاب با ترجمه ع. پاشايي توسط انتشارات فراروان چاپ شده است. م) به من معرفی کرد. در واقع این کتابی بود که هانری کارتیه برسون گفت عمیق‌ترین تاثیر را در عکاسی‌اش گذاشته است. به همین دلیل مدتی است می‌خواهم آن را بخوانم بنابراین در سفرم به فیلادلفیا تصمیم گرفتم آن را بگیرم و بخوانم.

این کتاب توسط اوگن هریگل که یک استاد فلسفه آلمانی است نوشته شده او برای چندین سال به ژاپن رفت و هنگامی که فلسفه را در دانشگاه ژاپن تدریس می‌کرد هنر کمانگیری را فرا گرفت. او در مورد هنر کمانگیری شنیده بود و جذب فلسفه‌ي ذن شده بود که در هنر تعبیه شده بود.

 

ذن در هنر کمانگیری

 

 

همانطور که همه ما می‌دانیم کمانگیری در دنیای واقعی در جنگ ها و مانند این انجام می‌شود. زمانی که در سال 1940 هریگل "ذن در هنر کمانگیری" را نوشت، آن هنري بسیار بسته بود و فقط به ژاپنی‌ها که به اندازه‌ي کافی در موردش جدی بودند اختصاص داشت. برای آموزش هنر ذن و کمانگیری به یک خارجی بدعت در نظر گرفته می‌شد.

با اینحال با خوش شانسی و معرفی توسط یک دوست ژاپنی و مقداری پشتکار و اصرار، هریگل توانست زیر بال و پر یکی از بزرگ‌ترین کمانگیران ژاپن رفته و پس از آموزشی شش ساله تجربیاتش را در کتابی به نام "ذن در هنر کمانگیری" خلاصه و گردآوری کند.

خواندن این کتاب برای من تجربه لذت بخشی بود، زیرا فلسفه ذن را که اغلب مرموز است به روشی که برای غربی‌ها قابل فهم است شرح داده بود. با توجه به کره‌ای- آمریکایی بودن خودم، آن تعادل کاملی از فلسفه‌ي شرقی با تجزیه و تحلیل غربی بود.

این کتاب به من بینش گسترده‌ای در مورد نحوه ی اجرای برنامه و مسائل کاربردی زندگی روزانه و همچنین عکاسی خیابانی داد. برخی از این فلسفه‌ها ممکن است کمی مرموز به نظر برسد، اما تمایل دارم آنچه را شخصا از خواندن این کتاب کسب کردم با شما به اشتراک بگذارم. البته من یک کارشناس ذن نیستم – و این یکی از بزرگترین مشکلاتی است که در تمام شاغلین فلسفه‌های استادانه‌ي مختلف در بیشتر شاخه‌های ذن وجود دارد.

 

  1. خودتان را در لحظه گم كنيد

 

عكس از رينزي روييز

 

 

یکی از چیزهایی که من در عکاسی خیابانی بیشتر دوست دارم احساس از دست دادن تمام آگاهی‌ام از خودم هنگام عکاسی در خیابان است. من دیگر آگاهانه به خودم به عنوان یک موجود فکر نمی‌کنم بلکه احساس می‌کنم بدنم در خیابان‌ها ذوب شده و از لحاظ فیزیکی و روحی جزئی از محیطی که کشف کرده‌ام شده‌ام.

من آگاهی‌ام از راه رفتن، تنفس و حتی علاقه به دوربینم را از دست می‌دهم. من اجازه می‌دهم چشمانم پرسه بزند و توسط زندگی مردم، زندگی روزمره‌شان و عکس‌العمل هایشان جذب شود. هر زمان چیزی را ببینم درنگ نمی‌کنم و می‌خواهم شکارش کنم. من با نزدیک شدن به سوژه تغییر حالت می‌دهم و اغلب دوربین توسط خودش عکس می‌گیرد. البته به طور کلی من با لبخند و احوال پرسی مختصری پیگیری کرده و یا صحبت با آنها را دنبال می‌کنم و یا به راهم ادامه می‌دهم. 

یکی از فلسفه‌های ذن این است که شما می بایست آگاهی‌تان از خودتان و به خصوص نفستان رها کنید. شما به خودتان به عنوان موجودی بزرگ و مرکز جهان فکر نمی‌کنید. در عوض خودتان را به عنوان ذره‌ای کاملا ناچیز و درست مانند دانه‌ای شن در صحرا می بینید.

هنگامی که برای عکاسی بیرون و در خیابان هستم، احساس گم شدن در جریان باعث می‌شود احساس راحتی خیلی بیشتری برای عکاسی در خیابان‌ها داشته باشم و غالبا بهترین عکس‌هایم را در همان زمان می‌گیرم. دوم اینکه هنگامی که خودآگاه هستم، توجهم بیش از حد به خودم جلب شده و سوژه‌هایم می‌توانند تردید و عدم اعتماد به نفسم را احساس کنند.

پیشنهاد:

هنگامی که عکاسی در خیابان را آغاز می‌کنم مدت زمانی را به گرم کردن خودم در منطقه اختصاص می‌دهم. خودتان را مانند ماشین سردی در زمستان تصور کنید. اگر می‌خواهید موتورتان به صورت بهینه‌ای عمل کند، نیاز دارید موتورتان را اندکی گرم کنید، اجازه دهید بعد از روشن شدن ماشین روغن در سیستم موتور جریان پیدا کند. روغن در گوشه و کنارها و مخفیگاه‌ها پنهان شده، بنابراین باید روان شود.

من فکر می‌کنم همان فلسفه می‌تواند در عکاسی خیابانی استفاده شود. وقتي ابتدا براي عكاسي به خيابان مي‌روم، كاملا خودآگاه هستم و احساس كاملا ناراحت كننده‌اي از عكاسي در خيابان دارم. اولين چيزي كه تلاش مي‌كنم انجام دهم آغاز كليك كردن است، و آغاز مي‌كنم به رها شدن. من كليك شاتر‌هايم را مي‌شنوم، و آن صدايي گرم و  اغواگر است.  من مي‌خواهم براي شنيدن كليك شاتر‌هايم تعداد بيشتري كليك كنم، بنابراين من سوژه‌هاي جالب بيشتري را براي شكار كردن جستجو مي‌كنم. من با غريبه‌هايي كه جالب به نظر مي‌رسند صحبت مي‌كنم ( اغلب حتي عكسي از آنها مي‌گيرم – اما اين كار را فقط براي احساس راحتي بيشتر با مردم در خيابان انجام مي‌‌دهم.)

يكبار هنگام گرم كردن، من عكاسي و اعتماد به نفس خيلي بيشتر و پر رنگ‌تري را احساس مي‌كنم. در خيابان‌ها ذوب مي‌شوم و احساس مي‌كنم مانند بخشي از خيابان‌ها شده‌ام. اما بار ديگر، تلاش مي‌كنم بيش از حد فكر نكنم. به سادگي "با جريان پيش مي‌روم" و اجازه مي‌دهم فرصت‌هاي عكاسي به من رو كند.

 

پايان بخش اول

اين مطلب ادامه دارد.

....

 

كتاب "ذن در هنر عكاسي خياباني" با ترجمه نيما رجبي/ شاهين غفاري به صورت كامل ترجمه و چاپ شد اين كتاب ارزشمند را از انتشارات تيسا تهيه كنيد:

 

 

در بخش هايي از مقدمه كتاب آمده است:

 

هدف واقعی آموختن عکاسی نیست. هدف این است که زندگی را زندگی کنیم. مارتین لستر

 

یکی از مهم‌ترین چالش‌های زندگی بودن و بیان کردن خودمان است. اگر بپذیریم که زندگی و کار و فعاليت‌هاي روزمره از هم جدا نیستند و راز بودن در عمل، بیان هم زمان بودن و انجام دادن است. شاید راحت تر بپذیریم که کار و زندگی بیش از تنها کسب دارایی و امتیاز است و بپذیریم که آن می‌بایست و می‌تواند تجربه‌ای پویا و شور انگیز و زنده باشد. جایی که باور می‌کنیم اولین اثر یک عکاس خود اوست و خود زندگی بسيار ارزشمند و اصيل است و همانقدر که اصیل و اساسی است می‌بایست از انحطاط در آن رهید و آن را به گونه‌ای دید و فلسفه‌اي را در آن جاري ساخت که قابل زیستن باشد.

از اين رو به نظر مي‌رسد كتاب ذن در هنر عكاسي خياباني بسيار با نقل قول مارتين لستر در هماهنگي است. اريك كيم در كتاب "ذن در هنر عكاسي خياباني"  با ارائه راهكارهايي به ما يادآور ميشود، بیش از تجسم هر هدفی و فراتر از هر نوع فعاليتي چه در قالب عكاسي، هنر و يا هر فعاليتي میبایست خود زندگي را گرامی داشت. در اين كتاب علاوه بر آشنايي بيشتر با افكار و فلسفه اريك كيم و تكميل روشهاي عكاسي خياباني، نكات قابل تاملي را ميخوانيم كه ميتواند نگرش ما را به زندگي و فعاليتمان يعني عكاسي به عنوان وجهي از كار و زندگي و هنر تكميل كند.

فلسفه اريك كيم فارغ از موضوع عكاسي ما را به آرامش دعوت می‌کند و توصیه هایی هم برای دست یابی و حفظ آن دارد. اين ديدگاهي است كه در جاي جاي كتاب اريك كيم آن را مشاهده مي‌كنيم. در اين كتاب براي مهار بيش خواهي مداوم ما به بها دادن به چيزهايي كه هم اكنون داريم ترغيب مي‌شويم.

فلسفه‌ای که هر فرد برای زندگی‌اش انتخاب می‌کند باید متناسب با شخصیت و شرایط خودش باشد. و از جایی که اریک کیم کره‌ای و امریکایی است به نظر می‌رسد دیدگاه شرقی او در انتخاب ذن و تائويسم به عنوان فلسفه مورد علاقه‌اش تاثیر به سزایی داشته است.

چه به عنوان یک عکاس و چه به عنوان یک انسان اریک کیم توانسته فلسفه را وارد زندگی‌اش كند و دریافته است و به ما در کارمان نشان می‌دهد که زندگی سرشار از احساسات منفی و تفکرات منفی همچون ترس، اندوه، حسادت، خشم و اضطراب است و قطعا این عوامل نمی‌تواند ما را به عنوان یک واحد انسانی به مقصد و مقصود برساند.

او با توجه به نگاه به فلسفه مورد علاقه‌اش و برای داشتن یک زندگی پر معني راه‌هایی را برای مهار بیش خواهی و هوس‌های سیری ناپذیر ما در جامعه امروز ارائه می‌دهد. و به ما روش‌هایی را برای مهار اين بیش خواهی مداوم و بها دادن به چیزهایی که داریم پیشنهاد می‌دهد. او اهداف زندگی‌اش را مورد بازبینی قرار می‌دهد و این خود نوعی مراقبه به معنی نگرانی و مراقبت دائمی با چشمان باز در عمل و در خلال فعالیت روزمره است و به اين شيوه نشان مي‌دهد كه فلسفه باید کاربردی باشد.

اريك فروم در كتاب روانكاوي و ذن بوديسم از ماهيت ذن تعريفي خواندني ارائه مي‌كند. جايي كه مي‌گويد:

"ماهيت ذن هنر ديدن سرشت هستي فرد است. طريق اسارت تا رهايي را نشان مي دهد. ذن تمام نيروهاي طبيعي كه به گونه اي مناسب در هريك از ما ذخيره و در شرايط عادي اين نيروها پيچيده و كژديسه شده اند و كانال مناسبي براي فعاليت نمي يابند رها مي سازد. اين هدف ذن است. از اين رو مي تواند ما را از توانايي و يا جنون رها سازد. نيت من از رهايي آزادي عمل دادن به تمام انگيزه هاي ذاتي و خوب است كه در قلبمان جاي گرفته اند. غالبا ما ازاين حقيقت غافليم كه داراي تمام نيروهاي لازمه شاد و با محبت زيستن هستيم."

 

عكاسي به عنوان ابزاري براي هشياري

 

رِيد كالانان[1] مي‌گويد: "در بین کارگاه‌های عکاسی زیادی که تدریس کرده‌ام، کارگاه عکاسی "این دوربین‌ها نیستند که عکس می‌گیرند" مورد علاقه‌ی من است. در این کارگاه به بحث در این مورد می‌پردازیم که منبع عکس‌های ما کجاست؟ عکس‌هایمان از کجا می‌آیند؟، چرا که قطعا منبع عکس‌ها دوربین‌هایمان نیستند. در این کارگاه، خیلی سریع متوجه می‌شویم که عکس‌هایمان زاده‌ی قدرت تصور، کنجکاوی، سئوال‌هایی که می‌پرسیم و در ذهن داریم، قلب، خاطرات، رویاها و تمام چیزهایی که ما را می‌سازند، هستند." اين نقل قول حاوي نكات تامل برانگيزي است.

يك جنبه معنوي در هنر عكاسي وجود دارد كه آگاهي و هشياري فرد مي‌تواند از طريق آن گسترش يابد. عکاسی مي‌تواند از طريق ايجاد وحدتي بين عكاس، موضوع، تجهیزات و تكنيك مسیري را به بیداری ختم كند و از اين رو ما را به چالش بكشد.

عكاسي مي‌تواند چشم ما را به عنوان يك مشاهده‌گر به روي رخدادهاي نو و غير قابل پيش‌بيني بگشايد. مي‌تواند باعث توسعه آگاهي، هشياري و تعميق رشد معنوي شده و با ايجاد يك تجربه‌ي بي‌واسطه و ناگهاني فرايند رهايي و بي من شدن را پرورش دهد.

شايد بتوان گفت اين كتاب به نوعي تكميل كننده كتاب عكاسي خياباني اريك كيم است. در كتاب عكاسي خياباني ما بيشتر با مباحث مقدماتي و نظري عكاسي خياباني، تمريناتي براي رهايي از ترس از عكاسي در خيابان و برخي تمرينات تكنيكي آشنا ‌شديم و در اين كتاب علاوه بر بعضي روش‌ها و تكنيك‌هاي عكاسي خياباني بيشتر با نحوه به كار گيري جنبه‌هاي دروني و ذهنی و مباحث نظري، معنوي و فلسفي در عكاسي خياباني و به طور كلي در زندگي سر و كار داريم مطالبی که شاید آنچنان پرراز و رمز نباشد ولی قطعا موثر است.

قطعا اين كتاب كامل نيست ولي براي كسي كه دغدغه‌اي فراتر از تنها و تنها عكس گرفتن در خيابان دارد مفيد است. شايد لازم باشد در زندگي بارها و بارها از نو بياموزيم، تمرين كنيم، عشق بورزيم و ذهن و حافظه خود و دوربين‌مان را براي ثبت لحظه‌هاي قطعي، جذاب و تاثير گذار و معنا بخشيدن به آنچه بين خود و دنياي اطرافمان وجود دارد خالي كنيم.

بنابراين اين كتاب را با ذهني باز و ظرفي خالي بخوانيد، پس از آنكه ظرفتان پر شد آنرا خالي كنيد و به خودتان اجازه دهيد تا از نو شروع و آنرا با چاشنی و تجربیات خودتان مجددا پركنيد. و سپس متواضعانه آن تجربیات را با دیگران به اشتراک بگذارید.

شايد شما هم اين نظر را تجربه كرده باشيد كه طی مسیر ارزشی بیش از رسیدن به مقصد دارد.

 

[1] Reid Callanan

 

 

خريد از:

انتشارات تيسا

 

www.ZoomAks.com

 

منبع :
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
متن نظر :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ارسال