ترکیب‌بندی در عکاسی خیابانی، درس یک: مثلث‌ها

تعداد بازدید : 2096
تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱/۲۹
می‌خواهم مجموعه‌ای را با الهام از آدام مرلی آغاز کنم مبنی بر اینکه چگونه می‌توانید ترکیب‌بندی‌هایتان را در عکاسی خیابانی بهبود ببخشید. برخی از این دروس ممکن است جدید باشد، برخی دیگر آشنا، و می‌خواهم از بهترین نمونه‌های عکس خیابانی در تاریخ عکاسی برای نشان دادن تکنیک‌های ترکیب‌بندی استفاده کنم. در حالی که نمونه‌های کمی از خود من آورده شده.

 

عکاسی خیابانی
ترکیب‌بندی در عکاسی خیابانی، درس یک: مثلث‌ها

 

نوشته: اریک کیم
ترجمه: شاهین غفاری

ژوزف کودلکا / عکس‌های مگنوم / چکسلواکی. اسلواکی. زیهرا. 1967. کولی‌ها
 
حق کپی رایت تمام عکس‌های این مقاله مربوط به نام عکاس ذکر شده در زیر عکس‌ها می‌باشند.

هنگامی که صحبت از عکاسی خیابانی می‌شود یکی از چیزهایی که زیاد در وبلاگم در موردش صحبت نمی‌کنم ترکیب بندی است. باید اعتراف کنم هنگامی که صحبت بر سر فلسفه ترکیب‌بندی و نحوه‌ی اعمالش در عکاسی می‌شود برای من ترکیب بندی مانند دیگر عکاسان جالب نیست. با این حال فکر می‌کنم هنوز چیز مهمی است. بنابراین می‌خواهم مجموعه‌ای را با الهام از آدام مرلی آغاز کنم مبنی بر اینکه چگونه می‌توانید ترکیب‌بندی‌هایتان را در عکاسی خیابانی بهبود ببخشید. برخی از این دروس ممکن است جدید باشد، برخی دیگر آشنا، و می‌خواهم از بهترین نمونه‌های عکس خیابانی در تاریخ عکاسی برای نشان دادن تکنیک‌های ترکیب‌بندی استفاده کنم. در حالی که نمونه‌های کمی از خود من آورده شده.
...

مثلث‌ها یکی از بهترین تکنیک‌های ترکیب‌بندی هستند که شما می‌توانید در عکاسی خیابانی از آن برای پر کردن قابتان بهره ببرید، تعادل ایجاد کنید و به تصاویرتان حرکت بدهید. (از پاتریک بریان برای الهام این مقاله متشکرم)

ژوزف کودلکا، کولی‌ها، "پسران اسکلتی"

ژوزف کودلکا / عکس‌های مگنوم / اسلواکی. زیهرا. 1967. کولی‌ها.

من فکر می‌کنم ژوزف کودلکا یکی از بهترین عکاسانی است که تا کنون زندگی کرده و اکنون نیز زنده است. عکس‌هایش سرشار از انرژی ناب و خالص است ضمن اینکه دارای ترکیب‌بندی‌های زیبایی هستند که سوژه ها را کنار یکدیگر حفظ می‌کنند.
کودلکا در یکی از بهترین کتاب‌هایش به نام "کولی‌ها"، در گرفتن عکس‌هایی با سوژه‌های متعدد، اغلب از مثلث در ترکیب‌بندی‌هایش بهره برده است .
به عنوان مثال، نگاهی بیندازید به عکس بالا که در آن از ۳ پسر بچه عکاسی کرده  که سینه‌هایشان را بیرون داده‌ و ‌دستانشان را در اطراف قرار داده‌اند. آنها به نوعی شبیه مترسک به نظر می‌رسند و جزئیات دنده‌ها کمی عجیب و غریب هستند آنها مانند اسکلت‌های زنده به نظر می‌رسند. اما در عین حال، این عکسی با نشاط و سرگرم کننده است. تمام لحظاتی را به یاد می‌آورم که این کار را به عنوان یک کودک انجام می‌دادم تا خودنمایی یا وانمود کنم که انعطاف‌پذیرم (قبل از داشتن عضله‌هایم). بنابراین این عکس در ابتدا از نظر محتوا عالی است (آنچه که در واقع در عکس در حال روی دادن است). و البته چند بچه کوچک در پس زمینه دارید (می‌توانید در آن پس زمینه دختری را با موهای کوتاهش ببینید) که آنچه در حال وقوع است را حیرت زده دنبال می‌کند.


شکل 1:  توجه کنید که چگونه به علت نحوه قرارگیری سه بچه، هر کدام از آنها یکدیگر را کاملا به تعادل رسانده‌‌اند.

هنگامی که سوژه‌های متعدد به صورت سه تایی در کنار هم می‌آیند چه خوب عمل می‌کنند. زمانی که شما به سه‌تایی‌ها در فرهنگ عامه فکر می‌کنید، چه چیزی به ذهنتان خطور می‌کند؟ سه خوک کوچولو، سه موش کور و به همین ترتیب.
بنابراین اول از همه، کار فوق‌العاده‌ای که کودلکا انجام داده به کارگیری ۳ پسر بچه است که در هماهنگی کامل بوده و قاب عکس را به خوبی پر کرده‌اند. اگر از نزدیک‌تر ببینید، شکل‌های مثلثی بیشتری در قاب دنده‌های کودکان می‌بینید:

شکل2 : به شکل‌های تکرار‌‌ مثلث در دنده کودکان توجه کنید.
 
اما اجازه دهید همینجا متوقف نشویم و تمامی مثلث‌های موجود در صحنه را بیابیم:

شکل3: به تمام مثلث‌های موجود در صحنه که به این عکس شکل داده‌اند توجه کنید.
 
حال پرسشی که ممکن است از خودتان بپرسید این است که: آیا کودلکا عمدا این کار را انجام داده است؟
احساس خوبی دارم از اینکه او به گونه‌ای شهودی به اولین ترکیب بندی سه کودک با فاصله‌ای مساوی و منظم مانند آنچه در شکل یک می‌بینیم دست یافته و آنرا ایجاد کرده. با این حال آیا او عمدا برای به دست آوردن تمام آن مثلث‌های کوچک در "شکل سه" تلاش کرده؟ چه‌کسی می‌داند. تمام آنچه اهمیت دارد این است که این ترکیب بندی موثر واقع شده. گاهی اوقات آن عمدی است و گاهی اوقات خیر. صرف نظر از این، تصویری زیبا از نظر داستان سرایی است، همچنین ترکیب بندی آن. این یکی از عکس‌های مورد علاقه‌ی من از کودلکا است زیرا در آن هماهنگی زیبایی از محتوا ( آنچه در عکس جریان دارد) و فرم (ترکیب بندی) وجود دارد.
 اجازه دهید عکس دیگری از کودلکا را بررسی کنیم:

ژوزف کودلکا، کولی‌ها، مرد لمیده

ژوزف کودلکا / عکس‌های مگنوم / چکسلواکی. اسلواکی. راکوسی. 1966. کولی‌ها.

مثلث‌ها به کرات در آثار کودلکا تکرار می‌شوند، به خصوص در پروژه "کولی‌ها"یش. (یکی از کتاب‌های مورد علاقه من).
در این عکس، شما مردی را بی قید و بند در تخت‌خوابش می‌بینید که با افتخار یک قاب عکس و یک سکه فلزی بزرگی را نمایش می‌دهد. من دقیقا داستان پشت این عکس را نمی‌دانم، اما در تصویر درون قاب عکس جوانی‌های مرد مسن‌ را می‌بینم  و  مطمئن نیستم که جریان سکه چیست. شاید آن نمادی از پول و یا قدرت است؟ صرف‌نظر از این‌ها، عاشق حالت خونسرد مرد و وضعیت راحت و نگاه خیره‌ی افتخار‌آمیزش هستم.

به 3 سوژه اصلی و چهره‌ها در عکس توجه کنید. "چهره واقعی" در بالا، چهره کشیده در سمت چپ، و چهره فلزی در سمت راست.
 
یک بار دیگر آنچه در این عکس توجه مرا جلب کرد این است که چطور سه سوژه اصلی وجود دارند. اول از همه، مرد. دوم مرد در قاب عکس. سپس سومی، چهره روی سکه غول پیکر (یا هرچه که هست).
تعادل زیبایی میان این تصاویر وجود دارد، و قاب به طور کامل پر شده‌ و در واقع ۳ چهره وجود دارد (تمام نسخه‌های متفاوت چهره، یکی واقعی، یکی نقاشی‌شده، یکی از فلز) همگی باعث فوق‌العاده‌تر شدن آن می‌شوند.

ژوزف کودلکا، کولی‌ها، ۳ مرد

ژوزف کودلکا / عکس‌های مگنوم / چکسلواکی/ کادان. 1963. کولی‌ها.

آخرین مثالی که می‌خواهم از کودلکا تحلیل کنم این تصویر است که او از سه فرد رومانیایی گرفته است. (از نظر سیاسی عبارت صحیحی برای کولی است). از جهات مختلف عاشق این عکس هستم. اول از همه، عاشق قاب‌بندی عکس هستم. عاشق اینکه کودلکا چطور از بیرون در این عکس را گرفته است، نگاه به داخل، که قاب مستطیل زیبایی برای مرد نشسته در داخل خلق کرده است.

در عکس اول به قاب در توجه کنید.

پس از آن،  3 مردی را که همگی کاملا در شکلی مثلثی با ژست‌های متفاوتی قرار گرفته‌اند را دوست دارم. مرد وسطی آرام است، او روی صندلی با پاهایش که دو سمت پایه‌های صندلی قرار داده در جلو نشسته است. قوز کرده و کاملا آرام به نظر می‌رسد. مرد سمت چپی یک جلیقه کوچک زیبا و یک کراوات و کلاهی زیبا دارد، با دستانی که به گونه‌ای مناسب دور کمرش و روی هم قرار گرفته‌اند. مردی که دورتر در سمت راست قرار دارد عبوس‌تر به نظر می‌رسد، بیشتر به سمت راست خم شده، او هم کلاه به سر دارد، پاها را روی هم انداخته و سرش را روی دستش گذاشته است. این ژست عموما زمانی است که خسته و عبوس هستید، یا عمیقا در مورد چیزی فکر می‌کنید.

   3 سوژه دیگر، در یک مثلث

گذشته از این، من همچنین از جنبه عمودی قوی این تصویر نیز لذت می‌برم، از تمام تکرار "پاها" در تصویر و تمام خطوط عمودی قوی:

توجه کنید به تکرار" پاها" در مرکز قاب، و قاب که سوژه‌ها را در خود جای داده.

یکبار دیگر، مطمئنم که کودلکا برای گرفتن عکس هدفمندانه به دنبال "پاهای" عمودی و یا چنین چیزی نگشته است. اما فکر می‌کنم که استفاده از سه سوژه در عکس‌هایش، و موقعیت‌ دهی آنها در یک شکل مثلثی چیزی است که او عمدا انجام داده است.

الکس وب، استانبول، کیوسک تلفن

الکس وب / عکس‌های مگنوم / ترکیه. استانبول. 2001
 
الکس وب هم استاد استفاده‌ از مثلث‌ها در کارهایش است.
در این عکس در کتابی به نام "استانبول" از او، سه لایه متفاوت ایجاد کرده است: یکی از مردها در سمت راست که نزدیک‌ترین آنها به ما می‌باشد، سپس مرد مسن‌تر در گوشه‌ی وسط پایین تصویر یعنی کسی که مقداری بیشتر از ما دور است، سپس نگهبان در پس‌زمینه دور در بالا و در وسط عکس. آنچه تمام اینها را یکپارچه می‌کند یک مثلث است:


توجه داشته باشید به 3 سوژه در عکس، عمقشان نسبت به یکدیگر و مثلثی که تمام آنها را منسجم می‌کند.

الکس وب، استانبول، بچه‌ها با توپ بازی می‌کنند.

اجازه دهید به مثالی دیگر نگاهی بیندازیم:
آنچه که درباره‌ی این عکس دوست دارم جنبه‌ی سورئال آن است. در ابتدا به اندازه کافی عادی به نظر می‌رسد: کودکی در مرکز، توپی را به سمت بالا لگد می‌زند. اما از گوشه‌‌ای از چشم‌تان، کودکی سر خود را وارد کادر کرده (مانند اینکه از آن گوشه آویزان باشد). در واقع احتمالا بچه از وسیله‌ی ژیمناستیک‌ بازی کودکان یا چیز دیگری آویزان شده، اما آن بلافاصله تصویری عجیب و سوررئال ایجاد می‌کند.
 
 الکس وب / عکس‌های مگنوم / ترکیه. استانبول. 2004
 
چیزی که در زمینه ترکیب‌بندی واقعا موثر عمل کرده نحوه‌ی ترکیب‌بندی مثلثی است که وب با تمام عناصر موجود در قاب به وجود آورده:

توجه کنید که چگونه تمام 3 عنصر با یک شکل مثلثی فوق العاده به هم مرتبط می‌شوند.
 
آنچه من فکر می‌کنم واقعا دارای مزیت برتری در این عکس به شمار می‌رود پر کردن تصویر با توپی است که در بالای گوشه راست عکس قرار گرفته. تصور کنید توپ آنجا نبود، حس نمی‌کنید که عکس چیزی کم داشت؟


این برگردان عکس بدون وجود توپ است، نگاه کودک وسطی در گوشه بالا سمت راست به چیست؟ آن فاقد عنصر خاصی است و بدون توپ شکل مثلثی وجود ندارد.

یکبار دیگر، من ایده‌ای از روایت پشت عکس ندارم. اما چیزی که می‌دانم این است که وب (چه در هنگام عکاسی و چه در مرحله ادیت عکس) تشخیص داده که توپ در گوشه سمت راست بالا برای عکس ضروری بوده و عدم وجود توپ در آن قسمت ترکیب‌بندی مثلثی را از بین برده و عکس چیزی کم دارد.

الکس وب، کوبا، زن و سه سگ

آخرین مثالی که می‌خواهم از وب بیاورم این تصویر مرموز از یک زن در کوبا با سه سگ در اطرافش می‌باشد:

الکس وب / عکس‌های مگنوم / کوبا. ماتانزاس. 2008

آنچه درباره‌ی این عکس واقعا دوست دارم حالت و سیمای زن در وسط تصویر است که با حسرت به بیرون کادر نگاه می‌کند، با مشت گره‌ کرده‌ ای که بالای قلب تپنده‌اش قرار داده. سپس طرح پیراهن شطرنجی‌اش به تصویر، بافت کوچک و زیبایی اضافه می‌کند.
آنچه جالب است وضعیت سه سگ است. اول از همه آنها یک مثلت کوچک زیبا ایجاد کرده‌اند:

توجه داشته باشید که چگونه3  سگ یک مثلث زیبا ایجاد کرده است.

با این حال حتی جالب‌تر از آن این است که همگی آنها به جهت‌های مختلفی نگاه می‌کنند، که احساس تنش را افزوده و زن را به جهت‌های متفاوتی می‌کشند:

هر 3 سگ مخالف یکدیگر می‌کشند، تنشی برای زن در وسط ایجاد کرده‌اند.

نگاه سگ‌ها در تمام 3 جهت مختلف به من احساس اضطراب و تنش می‌دهد. آن مرا به یاد رومی‌ها در دورانی می‌اندازد که زندانی‌ها را گرفته و چهار دست و پایشان را به اسب‌ها گره زده، سپس به تمام اسب‌ها شلاق می‌زدند. (کشتن افراد با جدا کردن دست و پا و اندامشان). من مطئنم که وب در این تصویر چنین قصدی نداشته، اما با این وجود، تنش فریبنده‌ای ایجاد کرده است.

دیوید آلن هاروی، کوبا، صحنه خیابان

آخرین تصویری که می‌خواهم برای این درس ترکیب‌بندی مثلثی با شما به اشتراک بگذارم از دیوید الن هاروی، یکی از عکاسان رنگی مورد علاقه‌‌ام می‌باشد.

دیوید آلن هاروی / عکس‌های مگنوم / کوبا. ترینیداد. 1998. صحنه خیابان.

در نگاه اول عکس به اندازه‌ی کافی ساده است. در عکس دستی وجود دارد که از گوشه‌ی بیرونی وارد عکس شده و به سگی سیاه اشاره می‌کند و دختری کوچک که می‌دود. من فکر می‌کنم زیبایی عکس در مینیمالیسم آن و وجود فقط 3 شخصیت می‌باشد. یکبار دیگر می‌توانیم یک مثلث از 3 سوژه ایجاد کنیم:

توجه داشته باشید که 3 سوژه اصلی نیز در این شات وجود دارد

با این حال آنچه این عکس را صد برابر بهتر می‌سازد وجود حرکتی عالی در این عکس است، چشم شما به دور تمام قاب هدایت می‌شود. قبل از هر چیز انگشت اشاره به سمت سگ، سپس دم سگ به طرف دختر اشاره می‌کند، بعد دختر با دویدن به سمت چپ دوباره به سمت دست بر می‌گردد. آن حلقه‌ای بی نهایت ایجاد کرده که این بازی را در ذهن شما نگه می‌دارد:

مانند یک چرخ نخ ریسی، حرکت در این عکس متوقف نمی‌شود و زنده است.

من همچنین می‌خواهم بعضی از عکس‌هایم را با شما به اشتراک بگذارم که فکر می‌کنم در آن به خوبی از مثلث در ترکیب‌بندی‌ام بهره برده‌ام:

اریک کیم، بمبئی، ۲۰۱۲

اریک کیم. بمبئی، 2013.

این عکسی است که من بسیار زیاد دوستش دارم و هنگامی که به بمبئی رفته بودم گرفتم. میزبان، دوست بسیار خوبم کوشال پاریخ بود. با کوشال پاریخ برای عکاسی بیرون رفته بودیم و هنگامی که به این صحنه رسیدیم. بچه‌ای بود که کم و بیش به نیمکت نیمه آویزان شده بود، مرد مسن‌تری (شاید پدربزرگش) دورتر سمت راست قرار داشت و یک نقاشی دیواری جالب از یک مرد در بالا نقاشی شده بود. (مطمئن نیستم چه کسی، اما مذهبی به نظر می‌رسید)
من همه‌ی این سه عنصر را هنگام عکاسی کردن دیدم و حدود 5 عکس متفاوت گرفتم. این یکی بهترین آنها شد. توجه کنید که چگونه سه سوژه مختلف را در عکسی دارم که همه انسان، اما متفاوت هستند. سوژه اصلی پسر است (نوجوان) سپس مرد بزرگ‌تر در راست (سالخورده) و بعد نقاشی در بالا (مذهبی؟)


توجه کنید که من در این تصویر از عکس سه فرد متفاوت عکس گرفته ام، پسر جوان، مرد مسن‌تر و فردی که مذهبی به نظر میرسد در بالا.

نتیجه‌گیری

مثلث‌ها ابزار ترکیب‌بندی فوق العاده‌ای در عکاسی خیابانی هستند. هنگامی که شما 3 سوژه دارید آنها به بهترین وجه عمل می‌کنند و با استفاده از آنها می‌توانید سوژه‌ها را به طور مساوی در فضای اطراف قاب قرار دهید. توجه داشته باشید که شما لزوما اجباری به داشتن سه انسان ندارید. آن می‌تواند شامل اندام بدن، اشیاء، حیوانات و غیره باشد.
مهم‌ترین بخش مثلث‌ها در ترکیب‌بندی، تعادل بخشیدن به تصویر برای بیننده و پرکردن قاب به بهترین وجه ممکن می‌باشد.
بنابراین سعی کنید گاهی اوقات مثلث‌ها را در کارتان به کار ببرید. چه هنگامی که آگاهانه در حال عکاسی در خیابان هستید یا در مرحله ادیت (کشف کنید چرا عکسی را دوست دارید یا ندارید). زیرا گاهی اوقات مثلث هایی را که ایجاد می کنید ارادی است و در زمانی دیگر تصادفی است. اما در انتهای روز اگر عکس خوب از کار در آمده باشد، آن موثر است.

این مقاله ترجمه ای بود از:
Street Photography Composition Lesson #1: Triangles
October 3, 2013 By Eric Kim


 
منبع :
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
متن نظر :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ارسال