5 درسی که من درباره‌ی عکاسی خیابانی از بروس گیلدن آموختم

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۲/۱۹
عکسی که هویت شما در آن است، به معنی درک شخصیت‌تان و عکس گرفتن بر اساس آن می‌باشد. اگر دوست ندارید با سوژه‌هایتان تعامل زیادی داشته باشید و ترجیح می‌دهید بی‌هوا باشید بیشتر به سبک هانری کارتیه برسون عکس بگیرید. اگر دوست دارید با سوژه‌هایتان در خیابان و صحنه تعامل کنید، مانند ویلیام کلین عکاسی کنید. اگر می‌خواهید بیشتر بی‌هوا کارکنید همچنین در حالی که در نمایی بسته کار کنید شما ممکن است شبیه به گیلدن یا گری وینوگراند عکس بگیرید.

 

 

 

عکسی بگیر که هویتت در آن مشخص باشد.

بروس گیلدن

 

5 درسی که من درباره‌ی عکاسی خیابانی از بروس گیلدن آموختم

 

نوشته: ERIC KIM

ترجمه: شاهین غفاری

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم

 

بروس گیلدن یکی از بهترین عکاس‌های زنده‌ی در حال حاضر است. او عکاسی است که تاثیر عمیقی بر من و نزدیک شدنم به عکاسی خیابانی گذاشت. به ویژه هنگامی که من ویدئوی او از نحوه‌ی عکاسی‌اش در خیابان‌های نیویورک را دیدم.

بروس گیلدن همچنین یکی از بحث برانگیزترین عکاس‌های خیابان است و همچنین من احساس می‌کنم یکی از سوءتفاهم برانگیزترین آنهاست.

در این مقاله من از آنچه شخصا از عکاسی خیابانی توسط او فرا گرفتم خواهم نوشت و اینکه چطور او را بیشتر به عنوان عکاس خیابانی انسانی دیده‌ام. و نه تنها یک تشکر که ممکن است توسط دیگران ممکن است بد تعبیر شود.

 

1. عکس گرفتن به عنوان اینکه "شما هستید"  (هویت و رد پای شما در آن مشخص باشد.م)

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم / ایالات متحده آمریکا. شهر  نیویورک. 1993. تاجر در خیابان پنجم.

 

چیزی که من در مورد گیلدن بسیار دوست دارم این است که او به عنوان یک انسان در وجود انسان در عکس‌هایش وفادار است. او به اطرافش لاف نمی زند که وانمود کند حضور ندارد. در عوض، او عکس می‌گیرد درست مثل اینکه بگوید"که او هست."

 من فکر می‌کنم بسیاری از عکاس‌های خیابانی اغلب با تلاش با تقلید کار دیگر عکاس‌های خیابانی معروف‌تر شروع می‌کنند بدون اینکه واقعا شخصیت‌شان را درک کنند.

به عنوان مثال هر کسی به تقلید از کارهای هنری کارتیه برسون تلاش می‌کند. حتی اگر در مجموع ممکن است شخصیتش متفاوت از او باشد. هنری کاتریه برسون فردی خجالتی بود، فردی درونگرا که دوست نداشت از صورت خودش عکسی داشته باشد. روشی که عکس می‌گرفت بازتاب شخصیت‌اش بود.

گیلدن احتمالا کاملا قطب مخالف هانری کارتیه برسون است. گیلدن شخصیتی بسیار خوش مشرب و فردی اجتماعی است. بسیاری از کارهای او بی هوا گرفته شده‌اند اما همچنین او زمان بسیار زیادی را صرف تلاش و تعامل و ارتباط با سوژه‌هایش می‌کند. دقیقا برخلاف آب زیر کاه بودن مانند هانری کارتیه برسون.

 

 

 

بروس گیلدن / عکس‌های مگنوم / ایالات متحده آمریکا. شهر نیویورک. 17 سپتامبر 2001. راه رفتن مرد در منطقه وال استریت

 

به عنوان مثال، در معروف‌ترین ویدئواش در یوتیوب بیشتر عکس‌هایش بی‌هوا و بدون اجازه از دیگران است. با این حال در یک شات که او از پیر مردی گرفت که متوجه او شده بود برای اینکه مرد به راهش ادامه دهد به مرد گفت که او خوب بوده.

در ویدئوی دیگری از عکاسی او در انگلستان، زنی وجود دارد که مشخصا از عکس گرفتنش ناراحت می‌شود. او سپس برایش شرح می‌دهد که چرا از او عکس گرفته چونکه او را بسیار زیبا و منحصر به فرد دیده و سپس به خیابان به گردشگاه شخصی‌اش بر می‌گردد. آن احتمالا یکی از جذاب‌ترین چیزهایی بود که من تا کنون دیده‌ام یک عکاس انجام داده.

 

 

 

   بروس گیلدن / عکس‌های مگنوم / ایالات متحده آمریکا. شهر نیویورک.. 1992  راه رفتن زن در خیابان پنجم.

 

این درست است که گیلدن می‌تواند بسیار خشن باشد. در یک ورک شاپ که بلامی هانت با گیلدن در توکیو حضور داشت، بلامی نشان داد که گیلدن چگونه می‌تواند خشن و صریح باشد. در نگاه اول فرد می‌تواند به غلط برداشت کند که گیلدن دقیقا بد قلب بوده. با این حال در طول زمان بلامی شروع می‌کند به درک زبان گیلدن و چگونگی ارتباط او. اگر عکسی به هیچ وجه خوب نبود، گیلدن نمی‌خواست آن عکس را با دست و پا زدن خوب جلوه دهد. در عوض اگر آن عکس به هیچ وجه خوب نبود او آنرا مزخرف می‌نامید.

به روایت دیگر اگر گیلدن می‌گفت یک شات مزخرف نیست در واقع به این معنا بود که آن یک شات نسبتا مناسب بود.

از لحاظ سبک گرفتن عکس خیابانی گیلدن، عکس‌هایش می‌گوید که او کیست. او دارای شخصیتی قوی و پرتکاپو، و شات‌هایی در یک محدوده بسیار نزدیک با یک فوکال 28 میلی متری و یک فلش است. او این کار را واقعا برای ترساندن مردم انجام نمی‌دهد، بلکه او از آن به عنوان یک روش هنری استفاده می‌کند، زاویه فلش او برای برجسته‌سازی درام انسان و تئاتر مناسب است و او این کار را برای برجسته سازی اضطراب سوژه‌هایش در شهری که در آن عکاسی می‌کند انجام می‌دهد.

 

نقطه نظر

توصیه گیلدن برای عکاس‌های خیابان این است که "ما هستیم." شات‌هایی که نشان می‌دهد او صریح، صادق و به  نوع و شیوه‌ای پرتکاپو است.

اگر شما خودتان را کاملا شبیه به شخصیت گیلدن می‌دانید -  همچنین امکان دارد خودتان را با عکس برداری با یک لنز زاویه باز و نزدیک شدن به سوژه‌هایتان موفق بدانید.

من شخصا احساس می‌کنم که از نظر رویکرد عکاسی ارتباط بیشتری با ویلیام کلین دارم. (تعامل زیاد با سوژه‌هایم و همچنین شات‌های بی هوا)، من هم با یک فلش مردم را در خیابان نمی‌ترسانم بلکه به سادگی آنها را در روز روشن می‌کنم (به خصوص هنگامی که آنها در سایه هستند.)

اگر شما تشخیص می‌دهید که یک فرد خجالتی و عکاس خیابانی درونگرا هستید و در تعامل با غریبه‌ها احساس ناراحتی می‌کنید، احتمالا آغاز به شات زدن از فاصله کمتر از یک متر به مردم و فلش زدن در صورتشان ایده خوبی نیست.

عکسی که هویت شما در آن است، به معنی درک شخصیت‌تان و عکس گرفتن بر اساس آن می‌باشد. اگر دوست ندارید با سوژه‌هایتان تعامل زیادی داشته باشید و ترجیح می‌دهید بی‌هوا باشید بیشتر به سبک هانری کارتیه برسون عکس بگیرید. اگر دوست دارید با سوژه‌هایتان در خیابان و صحنه تعامل کنید، مانند ویلیام کلین عکاسی کنید. اگر می‌خواهید بیشتر بی‌هوا کارکنید همچنین در حالی که در نمایی بسته کار کنید شما ممکن است شبیه به گیلدن یا گری وینوگراند عکس بگیرید.

 

2. مستند انسانی

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم

 

بیانیه‌ای که کاملا بحث برانگیز است و می‌خواهم در اینجا با شما به اشتراک بگذارم این است که احساس می‌کنم بروس گیلدن بیش از یک عکاس خیابانی انسانی است که بخواهد فقط در خیابان فلش بزند.

منظورم چیست؟ خوب، احساس می‌کنم بهترین کتاب گیلدن (که به عنوان بهترین شناخته نشده) کتاب "هاییتی" اوست. به خاطر دارم هنگامی که اولین بار که این کتاب را دیدم، به خاطر دید عمیق، احساسی و همچنین تم سیاسی اجتماعی که سراسر کتاب را در بر گرفته بود، کاملا شوکه شده بودم.

اکثر افرادی که زیاد در مورد گیلدن نمی‌دانند فکر می‌کنند او فقط یک مرد روانی است که دوست دارد غریبه‌ها را به صورت تصادفی در نیویورک تحریک کرده و بترساند.

در کار "هاییتی"‌اش، او بارها و بارها در طول حدود 19 سفر بین سال‌های 1984 تا 1995 از آنجا بازدید و در طول این مدت با مردم محلی آشنا گردید و اعتماد ایجاد کرد.

 

 

بروس گیلدن / عکس های مگنوم

 

تصاویر در این کتاب کاملا تیره و بی نظم و ویترین اضطراب هاییتی هستند. تصاویری که به ذهن می‌آید زنی است که در میان ازدحامی بزرگ به چند جهت مختلف کشیده می‌شود، نگاه مردی که چهره‌اش مبهم و ساختگی است و در گوشه تصویر در آن گروه بزرگ از مردمی که تقریبا به نظر می‌رسد در حال رفتن هستند با نگاه زن به هم برخورد می‌کند.

 لحظات آرام کننده‌تری نیز در کتاب وجود دارد، نمایش مردی که موهایش را کوتاه کرده و یا حتی سگ ولگردی که به نظر می‌رسد با نگاهی نگران و ترسان دمش را لای پایش انداخته و در حال عبور است.

 

بروس گیلدن / عکس‌های مگنوم

 

به طور کلی به نظر من کتابی است با احساسی بسیار قوی، که با عکس‌هایی از نمای بسته و نزدیک بیشتر احساسات انسان‌ها را در هاییتی نشان داده است. شما با دیدن عکس‌های او می‌توانید ببینید که واقعا خودش را با جامعه‌ی آنها مطابقت داده. می‌توانید ببینید که او فقط به عنوان یک عکاس خارجی برای گرفتن عکس‌های تکان دهنده از ویرانی و سپس ترک هاییتی به آنجا نرفته. او زمانی را صرف آشنایی با مردم آنجا و مستند سازی زندگی روزمره‌ی آنها کرده، از این رو بیننده خودش را مانند بخشی از جامعه‌ی آنجا احساس می‌کند.

برای مقایسه کتاب هاییتی گیلدن با کار هانری کارتیه برسون اجازه دهید بگویم که کار گیلدن بسیار گرم و صمیمی است. اگرچه عکس‌های هانری کارتیه برسون دارای ترکیب‌بندی فوق‌العاده و کامل و بعضا قابل توجهی هستند اما آنها شما را با احساسی سرد و خالی رها می‌کنند.

 

نقطه نظر

من فکر می‌کنم هدف نهایی عکاسی خیابانی می‌بایست پاسخگوی تحریک احساس ببیننده باشد. گیلدن قطعا با کارهایش این کار را انجام می‌دهد و گاهی اوقات قادر است اعماق وجود ما را هدف قرار دهد.

کتاب هاییتی‌اش به خصوص نشان دهنده‌ی کار سخت او برای شناساندن جامعه‌ی هاییتی در طول قریب به 11 سال است. عکس‌هایش تحریک احساسات، اندیشه و برای بشریت است یعنی آنچه من احساس می‌کنم همه‌ی ما می‌بایست به عنوان یک عکاس خیابان برایش تلاش کنیم.

 

 

3. ایجاد ترکیب‌بندی‌های غیر متعارف

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم. ایالات متحده امریکا. نیویورک سیتی. 1989. جشن سان جنارو، ایتالیای کوچک.

 

هر زمان که کاری از گیلدن را می‌بینم، آنچه از عکس‌هایش بلافاصله احساس می‌کنم انرژی، عجله و آدرنالین می‌باشد. احساس می‌کنم نه تنها بخشی از این به دلیل استفاده از لنز 28 میلی‌متر، فلش و نمای نزدیک و بسته است بلکه ناشی از واقعیت ترکیب‌بندی‌های غیر متعارفش نیز می‌باشد.

به عنوان مثال، بسیاری از عکس‌هایش را از زاویه بسیار پایین گرفته است، این باعث می‌شود که سوژه‌هایش بزرگتر از آنچه که واقعا هستند به نظر برسند. او اغلب سوژه‌هایش را در مکان‌های عجیب و غریب در قاب برش می‌زند – تنها نیمی از چهره شخص را نشان می‌دهد – در حالی که باز هم قاب را پر کرده است.

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم

 

من از چارلی کرک آموختم که گیلدن مخصوصا چگونه ترکیب‌بندی‌ها را جلو برده و پوشش می‌دهد. گیلدن بیش از 40 سال است که در خیابان‌ها عکاسی می‌کند و در عین حال هنوز در تلاش برای نوآوری در کارهایش می‌باشد و نه فقط قرار دادن مستقیم سوژه‌هایش در وسط قاب.

 

نقطه نظر

تلاش نکنید که تماما ترکیب‌بندی‌هایی شبیه به هم و خسته کننده، ایجاد کنید. آیا فقط همه‌ی سوژه‌هایتان را در مرکز قاب قرار می‌دهید، یا فقط از قانون یک سوم استفاده می‌کنید. تجربه کنید. زوایای متفاوت را امتحان کنید. سعی کنید عکس‌هایی از زوایای بسیار پایین یا بسیار بالا بگیرید. دوربینتان را عمودی بگیرید. از فلش برای سایه‌های غیر متعارف یا غیر معمول استفاده کنید. از لنز 28 میلی متری یا واید و نزدیک برای پر کردن قاب و فعالیت‌تان استفاده کنید. در حالیکه عمدا صورت‌های مردم یا مکان سرهایشان در منتها الیه چپ یا پایین قاب قطع شده.

آیا نمی‌شود به قوانین و ترکیب‌بندی‌های معمول پایبند نباشید و برای شکستن رایگان آنها و نوآوری تلاش کنید.


 

4. ایجاد رمز و راز

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم

 

من فکر می‌کنم بهترین عکاس‌های خیابان آنهایی هستند که به جای پاسخ بیشتر سئوال مطرح می‌کنند. من احساس می‌کنم که کارهای گیلدن این عمل را بسیار خوب انجام می‌دهد.

به عنوان مثال، من فکر می‌کنم به یاد ماندنی‌ترین عکس‌های گیلدن آنهایی هستند که حال و هوایی رمزآلود دارند. یکی از عکس‌های مورد علاقه‌ی من از گیلدن عکسی از سیگار کشیدن دو گانگستر یاکوزا در توکیو است. یکی از گانگسترها مشغول روشن کردن سیگار برای دیگری است که مستقیما به چشم گیلدن نگاه می‌کند. مانند این است که او در یک لحظه اشتباه گرفتار شده است.

 

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم

 

عکس دیگری نیز از توکیو از کتاب GO گیلدن از مردی است با یک کلاه که به گیلدن زل زده و دستش را در جیب کتش کرده و انگار می‌خواهد اسلحه‌ای را بیرون بکشد.

عکس دیگری که به همان اندازه گیج کننده است تصویری است از یک مرد دروغگو در روی زمین که به نظر می‌رسد خون غلیظ و سیاهی از سرش جاری شده و به زمین ریخته. اما در واقع او فقط سرش را رنگ کرده است.

 

نقطه نظر

عکس‌هایی نگیرید که کل داستان را بگویند. کمتر نشان دهید تا بیشتر. حال و هوایی رمز آلود در عکس‌هایتان ایجاد کنید و اجازه دهید بیننده مشتاق شود یک داستان کوچک سرگرم کننده از آنچه در صحنه اتفاق افتاده است را در ذهنش بسازد.

 

5.  بارها به خیابان‌های مشخصی رفتن و شکستن قواعد و نوآوری کردن

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم. ایالات متحده آمریکا. نیویورک سیتی. 1988

 

در حال حاضر گیلدن در همان خیابان‌های نیویورک چند دهه است که عکاسی می‌کند، عکاسی را در آنجا ادامه می‌دهد و با اینحال عکاسی‌اش را در آنجا متوقف نکرده. من هنوز از دیگر عکاس‌های خیابانی روایت‌هایی می‌شنوم که عکاسی را در خیابان پنجم با دوربین لایکایی در دست راست و فلش خارجی ویوتار در دست چپش دیده‌اند.

من فکر می‌کنم یکی از مشکل‌ترین کارها در عکاسی ادامه‌ی عکس گرفتن در همان خیابان است. به خصوص هنگامی که آنها آشنا هستند. نه فقط این، بلکه چگونه می‌توانید بارها و بارها از همان مکان‌ها بازدید کرده و قواعد را شکسته و نوآوری کنید؟

 

نقطه نظر

صرف نظر از جایی که زندگی می‌کنید می‌توانید عکاس خیابانی جالبی از خودتان بسازید. حتی اگر در حومه‌ی شهر زندگی می‌کنید. می‌توانید عکس‌های خیابانی جالبی بدون حضور مردم بگیرید. مثل ویلیام اگلستون و لی فردلندر فکر کنید.

من عکاس‌های خیابانی زیادی را می‌شناسم که رویای عکاسی در شهرهای بزرگی چون نیویورک، پاریس، و یا توکیو را دارند. با اینحال من عکاس‌های خیابانی را می‌شناسم که در آنجا زندگی می‌کنند در حالی که همچنین بی‌حوصلگی در کارهایشان مشهود است.

 

هنگامی که برای عکاسی در مکانی تکراری، بی‌حوصله هستید، سعی کنید مانند یک کودک باشید و خیابان‌ها را با چشم‌های جدیدی ببینید. تصور کنید که به عنوان یک خارجی یا توریست برای اولین بار است از شهرتان بازدید می‌کنید. چه چیز منحصر به فرد و جالبی را می‌خواهید در مورد شهر کشف کنید؟

و هنگامی که از عکاسی در شهر خودتان بی‌حوصله هستید نه تنها تسلیم نشوید که بارها و بارها ادامه دهید. سمج باشید و با این کار شما تفاوت‌های ظریف و اختلاف‌های جزئی که شهرتان را منحصر به فرد خواهد کرد کشف می‌کنید و با اختصاص زمان کافی برای عکاسی خیابانی‌تان در خیابان‌های جایی که زندگی می‌کنید، شما قواعد جدید را می‌شکنید و نوآوری می‌کنید و از آنچه هیچکس قبلا عکس نگرفته عکاسی می‌کنید و به شیوه‌ای که هیچکس تا کنون عکس نگرفته عکاسی خواهید کرد.

بهترین مکان برای گرفتن عکس‌های خیابانی در حیاط خلوت خانه‌ی خودتان است.

 

نتیجه گیری:

 

 

بروس گیلدن/ عکس‌های مگنوم

 

من درس‌های زیادی از بروس گیلدن در هنگامی که برای عکاسی خیابانی بیرون می‌آید آموخته‌ام، اما مایلم بگویم که این 5 درس چکیده چیزهایی هستند که طی 4 سال گذشته یا چنین مدتی از عکاسی‌اش الهام گرفته‌ام.

بدون در نظر گرفته اینکه ممکن است شما با رویکردش در عکاسی خیابانی موافق باشید یا نه، او بدنه‌ی باور نکردنی کارش را در نیویورک، توکیو و هاییتی خلق کرده و کسی است که سرعتش در عکاسی کم نشده. او بیش از 60 سال دارد و هنوز بی وقفه کار می‌کند.
من فکر می‌کنم همه‌ی ما می‌توانیم به عنوان کسی که قواعد عکاسی خیابانی را می‌شکند و هرگز پیشروی‌اش متوقف نشده از او الهام بگیریم.

 

www.ZoomAks.com

 

 

منبع :
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
متن نظر :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ارسال